کـــــــــــارتـــــــــــــیـــــــــا
با سلان خدمت شما دوستان عزیز خودم .... این مدت که نبودم داشتم یک جامعه مجازی درست کردم... شما دوستان عزیز می توانید از امکانات ویژه این جامعه استفاده کنید....راستی به دوستای خوب هم ۱۰ گیگ هاست مجانی هدیه می دم..می گید نه....خوب بیا و ببین.. منتظر تون هستم......... روزت مبارک مادر عزیرم می خواهم این بار در این خلوتگاه خاموش و تاریک در این سکوت از شبهای دلتنگی با کمی مستی که این مستی نه از شور شرابی که مستی از شراب جام عشق ناب یادت که مستی از همه شور و شعف از درک پر از ناباوری های دلتنگ از تو بگویم از تو ای آرامش وقتی همه دریاها در قلب مهربون تو جریان دارند چرا من یه قطره پر هیاهو نباشم گاه حس می کنم خدا اول تو را افرید و بعد از روی تو تمام زیبایی ها را خلق کرد تا حالا شده دلت به اندازه بی اندازه تنگ بشه؟؟ ............. بقیه در ادامه مطلب گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکرد هرچه کردم ـ هر چه ـ آه انگار آرامم نکرد دردِ دل با سایهی دیوار آرامم نکرد خواستم دیگر فراموشت کنم اما نشد خواستم اما نشد، این کار آرامم نکرد سوختم آنگونه در تب، آه از مادر بپرس دستمالِ تببُر نمدار آرامم نکرد ذوق شعرم را کجا بردی؟ که بعد از رفتنت عشق و شعر و دفتر و خودکار آرامم نکرد.......... نمی دونم از چی بگم نمی دونم از چی بنویسم...فقط مید انم که خسته شده م..خسته... بعضی موقع ها به این فکر می کردم که همه غم و غصه های زندگیمون از عشق ...عشق از دستت خشته شده ام..خسته... ببخشید که این مدت خیلی کم می نوشتم.... تو دلم رو آتیش زدی در فصل بارون ... نمی خوام زنده باشم .. نمی خوام زنده باشم .. بدون تو ...تو به من زخمهای زدی ... که نمی خوام مرحمشون کنم ..نمی خوام زنده باشم .. نمی خوام زنده باشم ... بدون تو ...در دلم خواهشم هام می میرن .. با مردن هر کدوم .. جوون رو می گیرن ..زهر جدای رو نمی خوام بخورم .. نمی خوام زنده باشم ... نمی خوام زنده باشم .. بدون تو ..این فصل خاطرات تو .. یاد اون حرفهای عاشقونه .. با فراموش شدن این خاطرات ما دیگه هیچ وقت به هم نمی رسیم .. نمی خوام .. نمی خوام ..نمی خوام زنده باشم .. نمی خوام زنده باشم .. بدون تو .. عشق عبادت .. عشق هست پرستش .. عشق اسم دوم خداست ..... شبي از پشت يك تنهايي نمناك و باراني تو را با لهجه ي گل هاي نـــــيــــــلــوفـــــــــر صدا كردم.تمام شب براي باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم.پس ازِ يك جستجوي نقره اي در كوچه هاي آبي احساس تو را از بين گل هايي كه در تنهايي ام روييد با حسرت جدا كردمو تو در پاسخ آبي ترين موج تمناي دلم گفتي دلم حيران و سرگردان چشماني ست روياييو من تنها براي ديدن زيبايي آن چشم تو را در دشتي از تنهايي وحسرت رها كردمهمين بود آخرين حرفت و من بعد از عبور تلخ و غمگينت حريم چشمهايم را به روي اشكي از جنس غروب ساكت و نارنجي خورشيد وا كردمنمي دانم چرا رفتي؟نمي دانم چرا ، شايد خطا كردمو تو بي آن كه فكر غربت چشمان من باشينمي دانم كجا ، تا كي ، براي چه ،ولي رفتي و بعد از رفتنت باران چه معصومانه مي باريد
دوست دارم بروم سربه سرم نگـــذاريد گريه ام را به حســاب سفرم نگـــذاريد دوست دارم که به پابوسي باران بروم آسمان گفته که پا روي پرم نگـــذاريد اين قدر آينه ها را به رخ من نکشيــد اين قدر داغ جنون بر جگرم نگـــذاريد چشمي آبي تر از آيينه گرفتارم کرد بس کنيد اين همه دل دور وبرم نگذاريد آخرين حرف من اين است،زميني نشويد فقط... از حال زمين بي خبرم نگــذاريد
مرا به آسمان یا به ماه یا خورشید یا به هر چیزی که خدا زیبا آفریده نیازی نیست چرا که خدا همه را یکجا به من داد تو را به من داد ..... روزی مرد جوانی وسط شهری ایستاده بود و ادعا می کرد که زیبا ترین قلب را درتمام آن منطقه دارد. جمعیت زیاد جمع شدند. قلب او کاملاً سالم بود و هیچ خدشهای بر آن وارد نشده بود و همه تصدیق کردند که قلب او به راستی زیباترین قلبی است که تاکنون دیدهاند. مرد جوان با کمال افتخار با صدایی بلند به تعریف قلب خود پرداخت ادامه در ادامه مطلب..... هه ر کوردم بــه دهربــهدهری یـان له ماڵــی خــۆم له خــاکی ئــهرهب،له ئێــــران و ڕۆم کۆک و پۆشته بم،ڕووت و ڕهجاڵ بم کۆشــکم دهقات بــێ،وێــرانه مـاڵ بم
ئازا و ڕزگــار بم شــادان و خــهندان یـان زنجیر له مل له سووچی زیندان سـاغ بم جحێڵ بم بگرم گوێ سوانـان یــان زار و نــزار له نـهخۆشــخــانان دانــیشـــم لهسهر تهختــی خونـــکاری یــان لــه کۆڵانــان بــکـــهم هـــهژاری کــوردم و له ڕێی کــورد و کوردستان ســهر له پێناوم گیــان لهســهر دهسـتان بـه کــوردی دهژیم بـه کــوردی دهمرم بــه کــوردی دهیــدهم وهرامــی قــهبرم بــه کــوردی دیــسان زیندوو دهبــمهوه لــهو دنیاش بۆ کــورد تـێ ههڵدهچمهوه
ماموستا هه ژار
بهغدا 9/7/1948 نمی گویم كنارم بنشین دوباره دل هوای با تو بودن کرده اونی که میگفت بهم عاشقمه طاقت یک لحظه بی تو بودن مرا می آزارد ، به خدا نمیتوانم بی تو زندگی کنم ، عاشقت هستم ، نمیتوانم بی تو نفس بکشم ! آخر قصه ما تلخ است ، کلام آخر ما خداحافظیست! هر دوی ما با کوله باری از خاطره میرویم ، تا اینجا با هم آمدیم ، اما از این به بعد تنها میرویم ! راه من و تو دیگر جداست از هم ، دستهای من و تو دیگر برای هم نیست! اما قلبهایمان همیشه یکیست ، عشقمان همیشه جاودانه خواهد ماند! طاقت جدایی را ندارم ، شعر تلخ جدایی را نخوان که طاقت اشک ریختن را ندارم ، برایم نامه ننویس که طاقت خواندنش را ندارم ، خداحافظی نکن که طاقت رفتنت را ندارم! برو ، بی آنکه به من بگویی میخواهم بروم ، فقط برو ، از من دور شو ، نگذار صحنه تلخ رفتنت را ببینم ، نگذار هنگام رفتنت اشک بریزم ، زانو به بغل بگیرم و التماس کنم که نرو! تمام شد ، همه چیز تمام شد، دیگر من و تو با هم نخواهیم بود ، عاشق همیم اما سرنوشت با ما یار نیست ، این زندگی با ما وفادار نیست ! طاقت رفتنت را ندارم ، اما راهی جز جدایی نیست ، همه میخواهند ما با هم نباشیم در کنار هم نباشیم ، میخواهند تنها باشیم ، یا نه ، سهم کسی دیگر باشیم! طاقت جدایی ندارم ، تحمل بی تو بودن سخت است ، شاید از غصه نبودنت بمیرم!
بعد از این جدایی دل به کسی نمیدم بی تو تنها اسیرم شب جشن وصال تو شده مرگ آرزوهام من بی تو می میرم من امشب می میرم ولی آروم نمیگیرم دیگه دل به هیچگی نمیدم 1ـ ماتا هاری محل تولد: هلند تابعیت: هلندی آلمانی جاسوس آلمان ها در خاک فرانسه مارگارت گرترود رزله ملقب به ماتا هاری به عنوان یک زن مطلقه وارد خاک فرانسه شد و در آنجا حرفه ی رقاصی را پیش گرفت.. در زمان جنگ جهانی اول با رقاصی و روسبیگری اطلاعات مهم نظامی را از افسران فرانسوی می گرفت و آنها را برای آلمان می فرستاد. در سال 1917 فرانسه متوجه کارهای ماتاهاری شد و او را به جرم جاسوسی اعدام کرد. 2ـ نانسی ویک محل تولد: نیوزیلند همکاری با کشورهای فرانسه، انگلیس، آمریکا و استرالیا در زمان شروع جنگ جهانی دوم نانسی ویک در فرانسه خبرنگار بود. او داوطلبانه به خدمت نیروی مقاومت فرانسه درآمد و شبکه جاسوسی بسیار گسترده و کارآمدی را تشکیل داد. به قدری در کار خود ماهر بود که نیروی پلیس مخفی نازی (گشتاپو) دو میلیون دلار برای سر او جایزه گذاشتند. پس از جنگ، پنج کشور فرانسه، انگلیس، آمریکا و استرالیا و نیوزیلند به خاطر خدمات شایان ویک از او تقدیر به عمل آوردند. 3ـ کریستیا شاربک عشق چیست؟ همه میگویند عشق دریچه ایست که از آن با نگاه بازتر و دیدگانی پخته تر بر زندگی مینگری ولی پس چرا عشق من چشمانم را کمسو كرده؟ و اندک عقيده ای را که به زندگی كردن داشتم از من گرفته؟ ای كاش من هم همانند همه ی بی معرفتها رسم نامردی می آموختم و انسانها را در زندگی بازیچه میکردم ولی افسوس من بازیچه شدم. بازیچه ی باور ها ی لرزان دوست. بازیچه ی بی ثباتی او.........(ادامه مطلب) ![]()

![]()

![]()

:ادامه مطلب:![]()
![]()
![]()
![]()

نمي دانم چرا ؟ شايد به رسم و عادت پروانگي مان باز براي شادي و خوشبختي باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم...!!. 
![]()
تمام هستی ام را دامنی می کنم تا تو سرت را بر آن بنهی
تمام روحم را آغوشی می سازم تا تو در آن از هراس بیاسایی
تمام نیروئی که در دوست داشتن دارم دستی می کنم تا چهره و گیسوانت را نوازش کند
تمام بودن خود را زانوئی می کنم تا تو بر آن به خواب روی
خود را "تمام خود را" به تو می سپارم تا هر چه بخواهی از آن بیاشامی ، از آن بر گیری
و هر چه خواهی از آن بسازی
هر گونه تو بخواهی باشم ![]()

![]()
:ادامه مطلب:![]()

![]()
اگر تو می خواهی تنهایم بگذار
نمی گویم به چشمانم نگاه كن
اگر تو می خواهی چشمانت را بر من ببند
نمی گویم با من حرف بزن
اگر تو می خواهی خاموش باش
نمی گویم به من لبخند بزن
اگر تو می خواهی ابروانت را در هم بكش
تنها می گویم كه چه خودت بخواهی ، چه نخواهی
عاشقت هستم و عاشقانه دوستت دارم
نگو این دل دوری عشقتو باور کرده
دل من خسته از این دست به دعاها بردن
همه ی آرزوهام با رفتن تو مردن
حالا من یه آرزو دارم تو سینه
که دوباره چشم من تو را ببینه
واسه پیدا کردنت تن به دل صحرا میدم
آخه تو رنگ چشات هیبت دنیا رو دیدم
توی هفتا آسمون تو تک ستاره ی منی
به خدا ناز دو چشماتو به دنیا نمیدم
حالا من یه آرزو دارم تو سینه
که دوباره چشم من تو را ببینه
تنهام گذاشت
اون با یه احساس سنگی روی قلبم پا گذاشت
اونی که میگفت همیشه با منه
تو جهنم بلا تنهام گذاشت
اونی که میگفت همیشه آرزوش دیدنمه
تا یکی دیگرو دید گذاشت و رفت
منو تو دریای غم تنها گذاشت
اونی که قلبمو آسون من گذاشتم زیر پاش
بی تفاوت پاشو رو دلم گذاشت
اونی که میگفت همیشه به یادمه
منو تو کنج خراب دل خاکیش جا گذاشت![]()
![]()
![]()



:ادامه مطلب:![]()
:ادامه مطلب:![]()
![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |













